من + من = منم

دلم گاهی برای خودم تنگ می شود و برای خود می گریم

گاه دلم برای خود می سوزد و دست نوازش برسر کودک یتیم دلم میکشم.

گاهی دلم دور از چشم خدا کمی کفر می گویدوزمانی دزدانه به دلی خیره می شود.

گاهی دلم محوترین لبخندها را می زند و اندکی بعد آرامتر از نگاهی می شکند.

وقتی از همه می گریزم تنها ترین همنشین تنهاییهایم میشود.

اما دلم هر چه هست برای لحظه رسیدن تنگ است...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٩ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط من + من = منم نظرات ()


Design By : Pichak